محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6405

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه ياران خويش را آرايش مىداد و براى مقابله سالار زنگيان آماده مىشد . در ايام اقامت آنجا خبر يافت كه سپاهى از آن سالار زنگيان بر كنار فرات است و با جمعى از ياران خويش آهنگ آنها كرد و هزيمتشان كرد . عمران شوهر مادر بزرگ پسر سالار زنگيان كه به نام انكلاى شهره بود در آن ميان بود ، اين عمران از بغراج امان خواست و آن جمع پراكنده شد . محمد بن حسن گويد : مىديدم كه يك زن از ساكنان فرات زنگىاى را كه در بيشه زارها نهان بود مىيافت و او را مىگرفت و به اردوگاه سعيد مىرسانيد و وى را در قبال آن زن مقاومت نبود . آنگاه سعيد به آهنگ نبرد خبيث به غرب دجله عبور كرد و چند روز پياپى با وى نبرد كرد ، سپس سعيد به اردوگاه خويش در هطمه بازگشت و آنجا بماند و باقى رجب و بيشتر شعبان با وى نبرد داشت . در اين سال ابراهيم بن محمد مدبرى از حبس خبيث رها شد . چنان كه گويند سبب رهايى وى آن بود كه وى در بالا خانه اى از منزل يحيى بن محمد بحرانى بداشته بود و چون بحرانى از حضور وى در آنجا به زحمت بود او را به يكى از اطاقهاى خانهء خويش فرود آورد و در آنجا بداشت ، دو كس را كه مسكنشان چسبيده به منزلگاه ابراهيم بود بر او گماشته بودند كه به آنها چيز داد و ترغيبشان كرد تا از سمت خويش از زير زمين به محلى كه ابراهيم آنجا بود راهى بكندند و او و يكى از برادرزادگانش به نام ابو غالب و يكى از بنى هاشم كه با وى بداشته بود برون شدند . ( 478 در اين سال ياران خبيث با سعيد و يارانش نبرد كردند و او را با همراهانش بكشتند .